لوگو مای چنجرز

رمز ارز کاردانو

توضیحات اختصاری درباره این کوین

کاردانو با نماد اختصاری ADA یک ارز دیجیتال یا شکلی از دارایی دیجیتال است که با ارزش بازار حدود دلار، در بازار معامله می شود. هر واحد از کاردانو در این لحظه با قیمت ریال، با احتساب نرخ سامانه سنا معامله می شود و حجم مبادلات روزانه آن دلار است. قیمت در 24 ساعت اخیر برابر با است.

تعداد کل کوین های استخراج شده برابر با است

لیست تبدیل‌های کاردانو

به سادگی در این لیست می‌توانید تبدیل کننده مورد نظر خود را بیابید

تبدیل از

به

لیست تبدیل کنندگان

کاردانو

ADA

ریال

IRR

ریال

IRR

کاردانو

ADA

کاردانو

ADA

اتریوم

ETH

کاردانو

ADA

مونرو

XMR

کاردانو

ADA

بیت کوین

BTC

کاردانو

ADA

ترون

TRX

کاردانو

ADA

پرفکت مانی

PMUSD

کاردانو

ADA

وب مانی

WMZ

از صفر تا صد کاردانو

کاردانو فقط یک پلتفرم نرم افزاری است و هیچگونه تلاش مستقلی در مورد دارایی بلاکچین، ارز دیجیتال، ارز رمزنگاری شده یا وجوه مربوطه را بررسی نمی کند. شما كاملاً مسئول ارزیابی سرمایه گذاری های خود، تعیین اینکه آیا دارایی های بلاکچین را بر اساس قضاوت خود مبادله می کنید یا تصمیمات خود در مورد مبادله دارایی های بلاکچین با کاردانو را عهده دار هستید. در بسیاری از موارد، دارایی های بلاکچین که براساس تحقیقات خود مبادله می کنید، ممکن است از نظر ارزش افزایش پیدا نکند و از نظر ارزش کاهش یابد. به همین ترتیب  دارایی های بلاکچین که براساس تحقیقات خود مبادله می کنید، ممکن است پس از مبادله شما کاهش یا افزایش یابد.

عملکرد گذشته نشان دهنده نتایج آینده نیست. هرگونه سرمایه گذاری در دارایی های بلاکچین، خطر از بین رفتن بخشی یا کل سرمایه گذاری شما را در پی دارد. ارزش دارایی های بلاکچینی که مبادله می کنید منوط به ریسک های بازار و سایر سرمایه گذاری ها است.

Cardano Blockchain چیست؟

کاردانو چیست؟

TLDR کاردانو: خانه رمز ارز Ada است که می تواند برای ارسال و دریافت وجوه دیجیتالی استفاده شود. این پول نقد دیجیتالی آینده پول را نشان می دهد، انتقال سریع و مستقیمی را که با استفاده از رمزنگاری ایمن باشد تضمین می کند.

یکی از جالب ترین پروژه های ارائه شده کاردانو است. مشابه Ethereum ، کاردانو یک بستر قرارداد هوشمند است، با این حال، Cardano مقیاس پذیری و امنیت را از طریق معماری لایه ای ارائه می دهد.

رویکرد کاردانو در خود فضا بی نظیر است ، زیرا بر اساس فلسفه علمی و تحقیقات دانشگاهی مورد بررسی قرار گرفته است. در این راهنما ، ما می خواهیم یک مطالعه دقیق در مورد کاردانو انجام دهیم و برخی از نوآوری های جالب تر را که به شما ارائه می دهد بررسی کنیم.

ریشه های کاردانو

کاردانو توسط چارلز هوسکینسون که اتفاقاً یکی از بنیانگذاران Ethereum است، ایده پردازی شد.

در حالی که Ethereum به عنوان یک بستر قرارداد هوشمند کار تحسین برانگیزی را انجام می دهد، اما طبق گفته هاسکینسون این یک بلاک چین نسل دوم است و به تکامل نیاز دارد. آنچه کاردانو را بسیار چشمگیر می کند، مراقبت زیادی است که از آن مراقبت می شود. سه سازمان وجود دارد که تمام وقت برای توسعه و مراقبت از کاردانو کار می کنند.

این سه سازمان به صورت زیر هستند:

  • بنیاد کاردانو.
  • IOHK
  • آمورگو

بنیاد کاردانو یک نهاد نظارتی غیرانتفاعی است که سازمان متولی کاردانو است. وظیفه اصلی آنها "استاندارد کردن، محافظت و ترویج فناوری پروتکل کاردانو" است.

در سال 2015، به همراه جرمی وود، هوسکینسون IOHK (ورودی ورودی هنگ کنگ) را پیدا کرد. IOHK  یک شرکت تحقیق و توسعه است که متعهد به استفاده از نوآوری های نظیر به نظیر در بلاکچین برای ایجاد خدمات مالی قابل دسترسی برای همه است. آنها برای ساخت ، طراحی و نگهداری کاردانو تا سال 2020 قرارداد بسته شده اند.

سرانجام، ما Emurgo را داریم. Emurgo یک شرکت ژاپنی است که "مشاغل تجاری را که می خواهند صنایع خود را با استفاده از فناوری بلاکچین متحول کنند، توسعه، پشتیبانی و انکوباتور می کند" بیشتر بودجه IOHK از طریق قرارداد 5 ساله با Emurgo تأمین می شود.

این سه سازمان با هم افزایی کار می کنند تا اطمینان حاصل کنند که توسعه کاردانو با سرعت خوبی پیش می رود. بنابراین، اکنون احتمالاً فکر می کنید که چرا در وهله اول کاردانو مورد نیاز بوده است. کاردانو خود را بلاکچین نسل 3 توصیف می کند. بیایید ببینیم این به چه معناست؟

سه نسل بلاکچین

به گفته چارلز هوسکینسون، ما سه نسل از بلاکچین ها را پشت سر گذاشته ایم.

نسل 1: بیت کوین و انتقال پول

بیت کوین ایجاد شد زیرا همه سوالات مشابهی را می پرسیدند.

آیا می توان شکلی از پول را ایجاد کرد که بدون هیچ واسطه ای بین دو نفر قابل انتقال باشد؟

 

آیا می توان پول غیرمتمرکز ایجاد کرد که بتواند در چیزی مانند بلاکچین کار کند؟

ساتوشی ناکاموتو هنگام ایجاد بیت کوین به این سوالات پاسخ داد. سرانجام ما یک سیستم پولی غیرمتمرکز داشتیم که می تواند پول را از یک شخص به شخص دیگر منتقل کند.

با این حال ، مشکلی در بیت کوین وجود داشت که مشکلی در مورد تمام بلاک چین های نسل اول است. آنها فقط مجاز به معاملات پولی بودند، هیچ راهی برای اضافه کردن شرایط به این معاملات وجود نداشت.

آلیس می تواند Bob 5 BTC را ارسال کند، اما نمی تواند شرایطی را برای آن معاملات اعمال کند. به عنوان مثال. او نمی توانست به باب بگوید که پول را فقط در صورت انجام برخی وظایف بدست خواهد آورد.

این شرایط به نسخه نویسی بسیار پیچیده ای نیاز دارد. برای ایجاد یکپارچه سازی فرآیند ، چیزی لازم بود.

نسل 2: قراردادهای Ethereum و Smart

و این "چیزی" یک قرارداد هوشمند بود.

قرارداد هوشمند چیست؟

قراردادهای هوشمند ضمن اجتناب از خدمات واسطه، به شما کمک می کنند پول، دارایی، سهام یا هر چیز ارزشمندی را به شکلی شفاف و بدون درگیری مبادله کنید.

Vitalik Buterin’s Ethereum به راحتی مهار این نسل است. آنها به جهانیان نشان دادند که چگونه بلاکچین می تواند از مکانیزم پرداخت ساده به چیزی بسیار معنادارتر و قدرتمندتر تبدیل شود.

با این حال، این نسل نیز دارای مشکلاتی بود.

هرچه موارد استفاده جالب توجه تری از زنجیره بلوک در حال ظهور بود، استقبال بیشتری از آنها می شد.

مسئله این بود، این نسل از بلاکچین واقعاً مقررات خوبی برای مقیاس پذیری ندارند. در کنار آن، سیستم حاکمیتی این بلاکچین ها در واقع چندان فکر شده نبودند. به گفته هاسکینسون، تقسیم بندی کلاسیک Ethereum و Ethereum یک نمونه کلاسیک (بدون استفاده از جناس) حکمرانی بد است.

اینجاست که نسل سوم وارد می شود.

نسل 3: کاردانو

هوسکینسون می دانست که بلاکچین باید تکامل بیشتری یابد. او عناصر مثبت را از دو نسل اول بلاکچین گرفت و برخی عناصر مربوط به خودش را اضافه کرد. آنچه از آن ناشی شد کاردانو بود.

سه عنصری که کاردانو می خواست حل کند:

  • مقیاس پذیری
  • قابلیت همکاری
  • پایداری

همانطور که قبلاً اشاره شد، کاردانو از این نظر منحصر به فرد است که بر اساس فلسفه علمی و تحقیقات دانشگاهی مورد بررسی قرار گرفته است. تمام مهندسی که به آن می پردازد، هدف نهایی "کد اطمینان بالا" است. این کار برای اطمینان از وجود اعتقاد بسیار بالاتری نسبت به کیفیت کد استفاده شده انجام می شود (بعداً در بخش "Haskell و Plutus" بیشتر در این باره) به گفته هوسکینسون، این امر از وقوع موارد بعدی مانند شکاف ETH-ETC جلوگیری خواهد کرد.

بنابراین، قبل از اینکه بیشتر از این ادامه دهیم ، بیایید فلسفه کاردانو را بررسی کنیم.

فلسفه کاردانو

تیم کاردانو می خواهد به یک سری اصول و فلسفه پایبند باشد. آنها با یک نقشه راه مناسب یا یک کاغذ سفید به راه نپرداختند. در عوض، آنها بر پذیرش "مجموعه ای از اصول طراحی، بهترین روشهای مهندسی و راههای اکتشاف" متمرکز شدند.

موارد زیر این اصول است و مستقیماً از وب سایت کاردانو گرفته شده است.

  • تفکیک حسابداری و محاسبه به لایه های مختلف.
  • پیاده سازی اجزای اصلی در کد عملکردی بسیار مدولار
  • گروه های کوچکی از دانشگاهیان و توسعه دهندگان که با تحقیقات بررسی شده همکار رقابت می کنند
  • استفاده زیاد از تیم های بین رشته ای از جمله استفاده زودهنگام از متخصصان InfoSec
  • تکرار سریع بین مقالات سفید، اجرا و تحقیقات جدید برای اصلاح موارد کشف شده در هنگام بررسی
  • ایجاد توانایی در به روزرسانی سیستم های پس از استقرار بدون از بین بردن شبکه
  • توسعه مکانیسم بودجه غیرمتمرکز برای کارهای آینده
  • یک دید طولانی مدت در مورد بهبود طراحی ارزهای رمزپایه، بنابراین آنها می توانند در دستگاه های تلفن همراه با تجربه کاربری منطقی و ایمن کار کنند
  • نزدیک کردن سهامداران به عملیات و نگهداری ارز رمزنگاری شده آنها
  • تصدیق نیاز به حساب چندین دارایی در یک دفتر کل
  • چکیده تراکنش ها شامل فراداده های اختیاری به منظور مطابقت بهتر با نیازهای سیستم های قدیمی
  • یادگیری از تقریباً 1000 آلت کوین با پذیرفتن ویژگی هایی که منطقی است
  • یک فرایند مبتنی بر استانداردها را با الهام از گروه ویژه مهندسی اینترنت با استفاده از یک پایه اختصاصی برای قفل کردن طرح پروتکل نهایی اتخاذ کنید
  • عناصر اجتماعی تجارت را کاوش کنید
  • یک میانه سالم برای تنظیم مقررات برای تعامل با تجارت و بدون به خطر انداختن برخی از اصول اصلی به ارث رسیده از بیت کوین پیدا کنید.

اکنون که فلسفه را دیدیم، بیایید سه عنصر را که کاردانو حل آنها را بررسی می کند، با جزئیات بررسی کنیم.

عنصر شماره 1: مقیاس پذیری

وقتی مردم می گویند "مقیاس پذیری" همیشه به معاملات پردازش شده در ثانیه یا توان عملی فکر می کنند. با این حال، به گفته هوسکینسون، این فقط یک بخش از مشکل است. مقیاس پذیری کل به اصطلاح یک هیدرا سه سر است. شخص باید از سه عنصر جداگانه مراقبت کند:

  • معاملات در هر ثانیه / توان عملیاتی
  • شبکه
  • مقیاس گذاری داده ها

توان عملیاتی

مقالات زیادی در مورد عدم توان عملیاتی در بیت کوین و اتریوم نوشته شده است. بیت کوین 7 تراکنش در ثانیه و Ethereum 15-20 را مدیریت می کند. این کاملاً برای یک سیستم مالی قابل قبول نیست.

کاردانو امیدوار است با سازوکار اجماع خود، Ouroboros ، این مشکل را حل کند. این یک الگوریتم اثبات سهام با اطمینان است. Ouroboros در واقع توسط Crypto 2017 مورد بررسی و تأیید قرار گرفت.

Ouroboros، همانطور که قبلاً بیان شد ، یک الگوریتم اثبات سهام است. قبل از اینکه به مکانیزم بیشتر بپردازیم، باید بدانیم که اثبات خطر چیست.

Bitcoin و Ethereum (حداقل فعلاً) از پروتکل اثبات کار پیروی می کنند.

اثبات کار به عنوان یک فرآیند مراحل زیر را در پیش دارد:

ماینرها معماهای رمزنگاری را برای "استخراج" یک بلوک حل می کنند تا به زنجیره بلوک اضافه شوند.

این فرایند به مقدار زیادی انرژی و مصرف محاسباتی نیاز دارد. پازل ها به گونه ای طراحی شده اند که سیستم را سخت و مالیات می کنند.

هنگامی که یک ماینر معما را حل می کند ، آنها بلوک خود را برای تأیید به شبکه ارائه می دهند.

تأیید اینکه بلاک به زنجیره تعلق دارد یا خیر، روندی کاملاً ساده است.

در اصل، این سیستم اثبات کار است. حل معما دشوار است اما بررسی اینکه آیا راه حل در واقع صحیح است یا خیر آسان است. این سیستمی است که بیت کوین و اتریوم (تاکنون) از آن استفاده می کنند. با این حال ، برخی از اشکالات اساسی در سیستم وجود دارد.

مشکل اثبات کار

همانطور که مشخص شد ، در اثبات کار مشکلات زیادی وجود دارد.

اول و مهمترین ، اثبات کار یک فرآیند بسیار ناکارآمد است به دلیل مقدار زیادی از انرژی و انرژی که می خورد.

افراد و سازمانهایی که توانایی خرید سریعتر و قدرتمندتر ASIC ها را دارند معمولاً شانس استخراج بیشتری نسبت به سایرین دارند.

در نتیجه این، بیت کوین به همان اندازه که می خواهد غیرمتمرکز نیست. بیایید نمودار توزیع hashrate را بررسی کنیم:

 

اعتبار تصویر: Blockchain.info

همانطور که می بینید، ~ 75٪ از هشرات فقط در 5 استخر استخراج تقسیم شده است!

به طور تئوریک، این استخرهای بزرگ استخراج می توانند به راحتی با یکدیگر همکاری کنند و 51٪ را در شبکه بیت کوین راه اندازی کنند.

 بنابراین، برای حل این مشکلات ، Ethereum به Proof of Stake به عنوان یک راه حل نگاه کرد.

اثبات سهام چیست؟

اثبات سهام کل فرآیند استخراج را مجازی کرده و اعتبار سنجها را جایگزین ماینرها می کند.

این روند چگونه کار خواهد کرد:

اعتبارسنج ها باید برخی از سکه های خود را به عنوان سهام قفل کنند.

پس از آن، آنها اعتبار سنجی بلوک ها را شروع می کنند. به این معنی که ، وقتی آنها بلوکی را کشف می کنند که فکر می کنند می تواند به زنجیره اضافه شود، با قرار دادن شرط بندی روی آن اعتبار سنجی می کنند.

اگر بلوک اضافه شود، اعتبارسنجان متناسب با شرط بندی خود پاداش دریافت می کنند.

 

اکنون که دانستیم POS چگونه به نظر می رسد، بیایید مکانیزم Ouroboros را بررسی کنیم.

کاردانو: Ouroboros

Ouroboros به توزیع نشانه ها در اکوسیستم نگاه می کند و از یک منبع اعداد تصادفی، جهان را به دوره هایی تقسیم می کند. سپس هر دوره به اسلات تقسیم می شود. هر دوره برای مدت زمان بسیار کوتاهی ~ 20 ثانیه ادامه دارد.

 

اعتبار تصویر: Cardano Docs

سپس هر اسلات رهبر اسلات مخصوص خود را دارد که به طور تصادفی انتخاب می شود.

رهبر اسلات همانند ماینرها در یک پروتکل POW عمل می کند به این معنا که آنها کسانی هستند که بلوک های اضافه شده به بلاکچین را انتخاب می کنند. با این حال، آنها می توانند فقط یک بلوک اضافه کنند.

 

اگر یک رهبر اسلات به نحوی فرصت خود را از دست بدهد و بلوک را انتخاب نکند ، فرصت خود را از دست می دهند و باید منتظر بمانند تا دوباره رهبر اسلات شوند. خوب نیست که یک یا چند اسلات خالی بماند (بدون بلوک های تولید شده)، اما اکثر بلوک ها (حداقل 50٪ + 1) باید در طول یک دوره ایجاد شوند.

همانطور که مشاهده می کنید، لیدرهای شکاف نقش بسیار مهمی در اکوسیستم دارند. برای در نظر گرفتن شرایط لازم، باید 2٪ سهام کاردانو را در اختیار داشته باشید. این ذینفعان انتخاب کننده نامیده می شوند و آنها کسانی هستند که رهبران شیار را برای دوره بعدی در دوره فعلی انتخاب می کنند. سهامداران هرچه بیشتر در سیستم مشارکت داشته باشند ، شانس بیشتری برای انتخاب به عنوان رهبر اسلات دارند.

اکنون، از آنجا که رهبران اسلات قدرت زیادی دارند ، باید توجه ویژه ای به خرج داد تا آنجا که انتخابات ممکن است بی طرفانه باشد. باید مقداری تصادفی در آن دخیل باشد. به همین دلیل است که برای دستیابی به نوعی تصادفی یک محاسبه چند حزبی (MPC) انجام می شود.

در این رویکرد MPC ، هر انتخاب کننده یک اقدام تصادفی به نام "پرتاب سکه" را انجام می دهد و پس از آن نتایج خود را با سایر انتخاب کنندگان به اشتراک می گذارد. اگرچه نتایج به طور تصادفی توسط هر انتخاب کننده تولید می شود، اما در نهایت بر روی همان مقدار نهایی به توافق می رسند.

انتخابات به سه مرحله تقسیم می شود:

  • مرحله تعهد
  • فاز آشکار
  • مرحله بازیابی

 بیایید بررسی کنیم که در هر مرحله چه اتفاقی می افتد.

مرحله تعهد

در مرحله اول، یک انتخاب کننده یک مقدار تصادفی مخفی تولید می کند و سپس "تعهد" را تشکیل می دهد. تعهد پیامی است که شامل سهام رمزگذاری شده (برای مرحله بازیابی این نکته را در ذهن داشته باشید) و اثبات رازداری است.

 

پس از آن ، یک انتخاب کننده با کلید خصوصی خود تعهد را امضا می کند و شماره دوره را مشخص می کند و کلید عمومی خود را ضمیمه می کند. انجام این کار دو هدف را حل می کند:

همه می توانند بررسی کنند که چه کسی این تعهد را ایجاد کرده است (از آنجا که کلید عمومی به آن متصل است). آنها می توانند بررسی کنند که مربوط به کدام دوره است.

 پس از انجام این کار، انتخاب کننده تعهدات خود را به سایر انتخاب کنندگان می فرستد. در نهایت، هر انتخاب کننده تعهدات انتخاب کننده دیگر را جمع می کند (تعهدات وارد بلوک می شوند و به بخشی از زنجیره بلوک تبدیل می شوند).

فاز آشکار

مرحله دوم مرحله آشکار است.

به تعهداتی مانند جعبه قفل شده فکر کنید که در آن رازی است و ارزش ویژه ای دارد که قفل جعبه را باز می کند. این مقدار خاص "دهانه" نامیده می شود. این همان چیزی است که در این مرحله وجود دارد، انتخاب کنندگان "روزنه" خود را می فرستند. این دهانه ها نیز در بلوک قرار می گیرند و سپس بخشی از زنجیره بلوک می شوند.

مرحله بازیابی

سرانجام، مرحله بازیابی داریم.

در این زمان، یک انتخاب کننده هم تعهدات و هم روزنه هایی دارد. با این حال ، برخی از انتخاب کنندگان ممکن است بدخواهانه عمل کرده و تعهدات خود را بدون افتتاحیه منتشر کنند. اصولاً جعبه قفل شده را بدون عبارت عبور بدهید.

به منظور دور زدن این موضوع ، انتخاب کنندگان صادق می توانند تمام سهام رمزگذاری شده را ارسال کنند (همانطور که در مرحله تعهد ذکر شد) و به راحتی اسرار را بازسازی می کنند. به این ترتیب ، حتی اگر برخی از انتخاب کنندگان به طرز مخربی عمل کنند، سیستم همچنان کار خواهد کرد. بدین ترتیب Ouroboros تحمل گسل بیزانسی خود را بدست می آورد.

سرانجام، یک انتخاب کننده تأیید می کند که تعهدات و گشایش ها با هم مطابقت دارند و وقتی این اتفاق می افتد، اسرار تعهدات استخراج می شود که یک بذر را تشکیل می دهد. دانه یک رشته بایت است که به طور تصادفی ایجاد می شود.

اکنون همه انتخاب کنندگان این نطفه را دارند.

بنابراین، بیایید برای لحظه ای مکث کنیم و بررسی کنیم در حال حاضر کجا هستیم.

ما رهبران شیارها را برای دوره بعدی انتخاب می کنیم. برای اطمینان از اینکه انتخابات تا آنجا که ممکن است مغرضانه باشد ، به نوعی تصادفی نیاز داریم. "دانه" این تصادفی بودن را برای ما فراهم می کند. اکنون زمان انتخاب Slot Leaders فرا رسیده است.

برای این کار از الگوریتم Follow the Satoshi (FTS) استفاده خواهیم کرد.

کاردانو: الگوریتم FTS

نام الگوریتم از Satoshi Nakamoto، خالق ناشناخته بیت کوین است.

 

FTS در اصل یک سکه تصادفی را از سهام انتخاب می کند. هرکسی صاحب این سکه شود ، به عنوان رهبر اسلات تبدیل می شود. این همان سرراست است!

به همین دلیل است که هرچه یک نفر در سیستم بیشتر باشد، شانس بیشتری برای برنده شدن در این قرعه کشی دارد.

رهبران اسلات همچنین این قدرت را دارند که نه تنها بلوک های اصلی بلاکچین را انتخاب کنند بلکه بلوک های دیگری را نیز در داخل اکوسیستم کاردانو انتخاب کنند.

شماره 2: شبکه

 بنابراین چگونه فاکتور شبکه به مقیاس پذیری تبدیل می شود؟

پهنای باند ساده ...

معاملات داده را حمل می کنند. بنابراین با افزایش تعداد تراکنش ها ، نیاز به منابع شبکه نیز افزایش می یابد.

این مفهوم کاملاً ساده است: اگر سیستم بخواهد میلیون ها کاربر را مقیاس بندی کند، شبکه برای ادامه حیات خود به 100 ترابایت یا اگزابایت منبع نیاز دارد.

 

 

 

به همین ترتیب، حفظ توپولوژی شبکه همگن غیرممکن است. معنی آن چیست؟

در توپولوژی شبکه همگن، هر نود در شبکه هر پیام را ارسال می کند. اسکایپ نمونه ای از چنین شبکه ای است که بیشترین مقدار آن از یک طبقه از کاربران گرفته شده است که همگی علاقه مند به برقراری تماس تلفنی هستند.

با این حال ، در یک شبکه غیرمتمرکز، این می تواند برای کوچک سازی غیر عملی شود. همه گره ها ممکن است منابع لازم برای انتقال اطلاعات به روشی موثر را نداشته باشند.

کاردانو برای حل این مسئله به دنبال نوع جدیدی از فناوری به نام RINA ، معماری بازگشتی بین شبکه ای است که توسط جان دی ساخته شده است. این نوع جدیدی از شبکه های ساختاری است که از سیاست ها و اصول مهندسی هوشمندانه استفاده می کند.

هدف RINA ایجاد یک شبکه ناهمگن است که قول می دهد:

  • حریم خصوصی.
  • شفافیت.
  • مقیاس پذیری

این کار را به روشی انجام می دهد که می توانید حدس بزنید شبکه در یک ظرفیت رسمی چگونه سازماندهی می شود. امید است که با پروتکل های TCP / IP یکپارچه عمل کند. کاردانو امیدوار است تا سال 2018 و به طور کامل تا سال 2019 این مورد را عملی کند.

طبق ویکی پدیا ، "RINA ذاتاً از تحرک ، چند خانه و کیفیت خدمات بدون نیاز به مکانیزم های اضافی پشتیبانی می کند ، یک محیط امن و قابل برنامه ریزی را فراهم می کند، انگیزه ای برای یک بازار رقابتی تر را فراهم می کند و تصویب یکپارچه را امکان پذیر می کند."

شماره 3: مقیاس گذاری داده ها

سرانجام، مقیاس بندی داده ها را داریم.

بلاکچین چیزهایی را برای ابدیت ذخیره می کند. هر قطعه کوچک داده ، مرتبط یا غیرمجاز ، برای ابدیت در بلاک چین ذخیره نمی شود. همانطور که سیستم افزایش می یابد و افراد بیشتری وارد می شوند، با هجوم گسترده داده ها که بلاکچین بیشتر و بزرگتر می شود.

اکنون به یاد داشته باشید که بلاکچین اجرا می شود زیرا از گره ها تشکیل شده است. هر گره کاربری است که نسخه ای از بلاکچین را در سیستم خود ذخیره می کند.

می بینید مشکل از کجاست؟

هرچه بلاکچین بزرگتر شود فضای بیشتری را می طلبد و این برای یک کاربر عادی با یک کامپیوتر عادی منطقی نیست.

راهی که کاردانو می خواهد این مشکل را حل کند با اجرای یک فلسفه ساده است: "همه به همه داده ها نیاز ندارند."

به عنوان مثال. اگر آلیس و باب وارد معامله شوند ، ممکن است مربوط به شخص دیگری در شبکه نباشد. تنها چیزی که آنها باید بدانند این است که این معامله اتفاق افتاده است و این قانونی بوده است.

تکنیک هایی که کاردانو به دنبال آن است عبارتند از:

  • هرس
  • اشتراک ها
  • فشرده سازی

اگر آنها از طریق هم افزایی اعمال شوند، در واقع ممکن است به طور قابل ملاحظه ای مقدار داده های کاربر را کاهش دهد.

در کنار این، مفهوم Partitioning نیز وجود دارد. معنی آن در واقع این است که کاربر می تواند به جای داشتن یک بلاکچین کامل ، یک قسمت از بلاکچین را در اختیار داشته باشد و مقدار داده مورد نیاز برای ذخیره را تا حد زیادی کاهش دهد. کاری که آنها امیدوارند از طریق زنجیره های جانبی انجام دهند (بعداً در این باره اطلاعات بیشتری کسب خواهید کرد).

هدف کاردانو در اینجا استفاده از تمام این اطلاعات برای فشرده سازی داده هایی است که کاربران باید مصرف کنند بدون اینکه امنیت و امنیت را به خطر بیندازند یا اطمینان حاصل کنند که معاملات آنها به درستی انجام شده است. تحقیقات در این باره از دانشگاه ادینبورگ آغاز شده است.

عنصر شماره 2: قابلیت همکاری

اکنون ما دیدیم که طرف مقیاس پذیری کاردانو چگونه کار می کند، اکنون به ستون دوم می رسیم: قابلیت همکاری. به گفته چارلز هوسکینسون، قابلیت همکاری طولانی و کوتاه این است که یک رمز برای اداره همه آنها وجود نخواهد داشت.

بیایید اکوسیستم فعلی را بررسی کنیم. در رمزنگاری ، ما سکه های رمزنگاری مختلفی مانند Bitcoin ، Ethereum ، Litecoin و غیره داریم. به همین ترتیب، در دنیای مالی قدیمی، ما سیستم هایی مانند بانک های سنتی داریم که از SWIFT، ACH  و غیره استفاده می کنند.

مشکل در این واقعیت است که برقراری ارتباط با این اشخاص منفرد بسیار دشوار است. برای بیت کوین دشوار است که بداند در Ethereum چه خبر است و بالعکس. وقتی بانک ها سعی در برقراری ارتباط با رمزنگارها دارند، این مسئله دوچندان می شود.

به همین دلیل است که مبادلات رمزنگاری، که پورتالی بین رمزنگاری ها و بانک ها را فراهم می کنند، بسیار قدرتمند و مهم می شوند. با این حال، یک مشکل وجود دارد. صرافی ها یک نهاد غیرمتمرکز نیستند و به شدت آسیب پذیر هستند.

آنها می توانند هک شوند.

برای ارتقا system سیستم می توانند مدت طولانی خاموش شوند. این اساساً اتفاقی است که اخیراً برای Binance افتاد.

 به علاوه، یک منطقه دیگر وجود دارد که این ارتباط نادرست بین دنیای میراث و دنیای رمزنگاری می تواند منجر به یک نتیجه فاجعه بار شود.

 ICOs:

در ICO ها، نهادی در ازای علامت های خود میلیون ها دلار دریافت می کند، با این وجود پس انداز این پول در حساب های بانکی آنها دشوار است. بدیهی است که بانک ها می خواهند بدانند که این همه پول از کجا تأمین شده و چه کسی آن پول را تهیه کرده است که تهیه آن تقریباً غیرممکن است.

یک راه حل زیبا و بدون خطر برای قابلیت همکاری لازم بود.

یک سکه ارز رمزنگاری نسل سوم باید اکوسیستمی فراهم کند که هر بلاکچین فردی بتواند با بلاکچین دیگری و با سیستم های مالی قدیمی خارجی ارتباط برقرار کند.

بنابراین، بیایید بررسی کنیم که کاردانو چگونه قصد دارد قابلیت همکاری را در دنیای رمزنگاری و جهان میراث افزایش دهد.

دنیای رمزنگاری: ارتباطات بین زنجیره ای و زنجیره های جانبی

 دیدگاه کاردانو ایجاد "اینترنت بلاکچین" است. یک اکوسیستم را تصور کنید که بیت کوین می تواند به Ethereum و ریپل بدون نیاز به انجام مبادلات متمرکز به طور یکپارچه به Litecoin سرازیر شود. به همین دلیل است که نقل و انتقالات بین زنجیره ای چیزی است که کاردانو می خواهد بدون هیچ واسطه ای آنها را اجرا کند. راهی که کاردانو می خواهد این کار را انجام دهد اجرای زنجیره های جانبی است.

Sidechain به عنوان یک مفهوم مدتی است که در محافل رمزنگاری شده است. این ایده بسیار سرراست است. شما یک زنجیره موازی دارید که همراه با زنجیره اصلی کار می کند. زنجیره جانبی از طریق یک گیره دو طرفه به زنجیر اصلی متصل خواهد شد.

کاردانو از زنجیره های جانبی مبتنی بر تحقیقات کیایا، میلر و زیندروس (KMZ) شامل "اثبات اثبات غیر تعاملی اثبات کار" پشتیبانی خواهد کرد.

به گفته هوسکینسون، ایده زنجیرهای جانبی از دو چیز ناشی می شود:

  • دریافت نسخه فشرده بلاکچین.
  • ایجاد قابلیت همکاری بین زنجیره ها.

کاردانو برای چه مواردی استفاده می شود؟

وقتی نوبت به افزایش قابلیت همکاری با دنیای میراث می رسد، کاردانو می خواهد روی سه مانعی تمرکز کند که دنیای رمزنگاری را با دنیای میراث سازگار نمی کند:

  • فراداده
  • اسناد
  • انطباق.

مانع شماره 1: فراداده

 فراداده به معنای داستان پشت معامله است.اگر آلیس 50 دلار هزینه کند، فراداده آن می تواند به شرح زیر باشد:

آلیس پول را برای چه کاری خرج کرد؟

آلیس آن پول را به چه کسی داد؟

کجا پول خرج کرد؟

اگرچه در فضای ارزهای رمزپایه به خوبی برنامه ریزی نشده است، اما در دنیای بانکی قدیمی بسیار ضروری است. در واقع، این یکی از دلایل اصلی است که بیشتر نهادها برای ارسال ICO تلاش می کنند. آنها به سادگی فراداده مورد نیاز برای ارائه بانک ها را ندارند.

در دنیای میراث، فراداده فوق العاده مهم است. در اینجا اهداف مورد استفاده قرار می گیرد:

  • کشف و شناسایی منابع.
  • سازمان داده الکترونیکی موثر.

به ما می گوید که چگونه داده ها در میان سیستم های مختلف رد و بدل می شوند و از این رو قابلیت همکاری را بهبود می بخشد.

در حفاظت از منابع بسیار مفید است. به شناسایی خصوصیات و رفتار داده ها کمک می کند تا در صورت نیاز تکثیر شوند.

با این حال، مشکل فراداده این است که بسیار شخصی است و از آنجا که داده ها به صورت دائمی و شفاف در زنجیره بلوک ذخیره می شوند ، ما وضعیتی داریم که می توان اطلاعات بسیار خصوصی را برای همیشه به بلاکچین پیوست کرد.

 

 

یکی از اصلی ترین مواردی که کاردانو درباره آن تحقیق می کند این است که چگونه متاداده را به طور انتخابی به زنجیره متصل کنید.

مانع شماره 2: اسناد

 مشابه ابرداده، از طریق انتساب نام افراد درگیر در معاملات مشخص می شود. اساساً معامله خاصی به همه نسبت داده می شود؟ اگر بلاکچین انتساب را به طور دائمی به خودش برطرف کند ، حریم خصوصی افراد درگیر را بسیار خدشه دار می کند.

از این رو، کاردانو در نظر دارد تا کاربران خود را قادر سازد که اسناد را در هر زمان که لازم باشد ، پخش کنند.

مانع شماره 3: انطباق

 سومین مانع "انطباق" است.

انطباق شامل عواملی مانند: KYC مشتری خود را بشناسید، AML مبارزه با پولشویی، ATF  (تأمین مالی ضد تروریسم) و غیره.

از انطباق برای بررسی مشروعیت یک معامله استفاده می شود. اساساً، اگر آلیس به باب 50 دلار بپردازد، اطمینان حاصل می شود كه معامله برای اهداف شرورانه انجام نشده است.

در حالی که دنیای رمزنگاری در این زمینه واقعاً کار زیادی نکرده است، اما در دنیای بانکداری که باید تاریخچه و مشروعیت هر معامله شناخته شود، بسیار حیاتی است.

آنچه کاردانو در مورد آن تحقیق می کند این است که چگونه با استفاده از Metadata و Attribution همراه با Compliance به کاربران خود در هر زمان نیاز به تعامل با بانکها کمک کنید.

عنصر شماره 3: پایداری

سرانجام، به ستون سوم یعنی پایداری رسیدیم.

به گفته هوسکینسون، این سخت ترین دست برای حل است. اساساً این بدان معناست که کاردانو چگونه می خواهد هزینه توسعه و رشد آینده خود را پرداخت کند؟

معمولاً، در صورت نیاز به برخی پیشرفتها در سیستم و اعطای کمکهای مالی، دو مورد ممکن است اتفاق بیفتد:

  • سرپرستی
  • ICO ها

 با این حال، هر دو آنها یک مسئله دارند.

با حمایت، شما مشکل تمرکز احتمالی را دارید. اگر یک شرکت بزرگ مقدار زیادی کمک بلاعوض به یک شرکت بلاکچین بدهد ، ممکن است مسیر تحولات موجود در سیستم را هدایت کنند.

با استفاده از ICO ، این مانند یک تکان ناگهانی پول بدون هیچ مدل پایداری است و یک رمز کاملاً غیرضروری به اکوسیستم می افزاید.

کاری متفاوت و پایدارتر باید انجام شود.

از این لحاظ، کاردانو قصد دارد از Dash الهام گرفته و خزانه داری ایجاد کند.

خزانه داری چگونه کار خواهد کرد؟

هر بار که یک بلوک به زنجیره اضافه شود، بخشی از پاداش بلوک به خزانه اضافه می شود.

بنابراین، اگر کسی بخواهد توسعه و تغییراتی در اکوسیستم ایجاد کند ، یک رأی گیری را برای درخواست کمک مالی به خزانه داری ارائه می دهد.

ذینفعان اکوسیستم کاردانو سپس رأی می دهند و تصمیم می گیرند که آیا باید رأی داده شود یا خیر.

اگر این کار را انجام دهند، ارسال کننده رای، کمک هزینه توسعه را می گیرد.

این سیستم دو مزیت عمده دارد:

با کشف هرچه بیشتر بلوک، خزانه همچنان پر می شود.

با اندازه شبکه مستقیماً متناسب است. با بزرگتر شدن شبکه ، منابع موجود بیشتر و سیستم رای گیری نیز غیرمتمرکزتر می شود.

با این وجود، قبل از استفاده از این ، برخی موانع عمده در سر راه وجود دارد.

لازم است یک سیستم رای گیری عادلانه ایجاد شود.

رای دهندگان باید مشوقی برای رای دادن و شرکت در سیستم داشته باشند.

رای همه باید مقداری ارزش داشته باشد تا وضعیت نوع "تراژدی عوام" رخ ندهد.

روند ارسال آرا ots باید آسان و ساده باشد.

کل فرآیند باید تا حد ممکن غیرمتمرکز باشد.

از هم اکنون ، کاردانو سیستمی را شناسایی کرده است که احتمالاً می توانند از آن استفاده کنند ، که ترکیبی از دموکراسی سیال و مدل خزانه داری انگیزه است.

کاردانو: دموکراسی سیال چگونه کار می کند؟

این سیستمی است که بین دموکراسی مستقیم و دموکراسی نمایندگی جابجا می شود.

این فرایند دارای ویژگی های زیر است:

مردم می توانند مستقیماً در مورد سیاست های خود رای دهند.

افراد می توانند مسئولیت های رای گیری خود را به نماینده ای که می تواند در مورد سیاست های آنها رای دهد، تفویض کنند.

نمایندگان خود می توانند مسئولیت های رای گیری خود را به نماینده دیگری که می تواند از طرف آنها رأی دهد، تفویض کنند. این ویژگی که در آن نماینده می تواند نماینده خود را منصوب کند، انتقال پذیری نامیده می شود.

اگر شخصی که رأی خود را واگذار کرده رأیی را که نمایندگانش انتخاب کرده اند دوست ندارد، پس می تواند به راحتی رأی خود را پس بگیرد و در مورد سیاست رأی دهد.

بنابراین، مزایای دموکراسی سیال چیست؟

نظر هر فرد در ایجاد خط مشی نهایی اهمیت دارد و نقشی در آن دارد.

برای تبدیل شدن به نماینده ، همه آنچه که باید انجام دهد جلب اعتماد شخص است. آنها نیازی به صرف میلیونها دلار برای تبلیغات انتخاباتی گران قیمت ندارند. به همین دلیل، مانع ورود نسبتاً کم است.

به دلیل گزینه نوسان بین دموکراسی مستقیم و تفویضی ، می توان گروه های اقلیت را به طور عادلانه تری نشان داد.

در آخر، یک مدل مقیاس پذیر دارد. هر کسی که وقت رأی دادن به سیاست های خود را ندارد ، می تواند مسئولیت های رأی خود را به سادگی واگذار کند.

هاسکل و پلوتوس

کدگذاری کاردانو در Haskell انجام می شود در حالی که قراردادهای هوشمند آنها در Plutus کدگذاری می شود. برای درک اینکه چرا چنین رویکردی منحصر به فرد است، باید برخی اصول در مورد زبان های برنامه نویسی را درک کنیم.

وقتی صحبت از زبان می شود، آنها به دو خانواده تعلق دارند:

  • ضروری
  • عملکردی

زبانهای برنامه نویسی ضروری

در یک رویکرد ضروری، رمزگذار باید تمام مراحلی را که کامپیوتر برای رسیدن به یک هدف انجام می دهد ، قرار دهد. تمام زبان های برنامه نویسی سنتی ما مانند C ++ ، Java و حتی Solidid زبان های برنامه نویسی ضروری هستند. به این نوع رویکرد برنامه نویسی ، برنامه نویسی الگوریتمی نیز گفته می شود.

بیایید مثالی را که منظور ما از آن است را مثال بزنیم. بیایید + C را بررسی کنیم. فرض کنید می خواهیم 5 و 3 را اضافه کنیم.

int a = 5؛

int b = 3؛

int c؛

c = a + b ؛

بنابراین، همانطور که مشاهده می کنید، فرآیند جمع آوری چندین مرحله را طی می کند و هر مرحله دائماً در حال تغییر وضعیت برنامه است زیرا همه آنها به صورت جداگانه اجرا می شوند.

یک فرآیند جمع آوری چهار مرحله انجام داد و مراحل زیر است:

اعلام عدد صحیح a و اختصاص مقدار 5 به آن.

اعلان عدد صحیح b و اختصاص مقدار 3 به آن.

اعلام عدد صحیح c.

افزودن مقادیر b و ذخیره آنها در c.

کاردانو زبانهای برنامه نویسی کاربردی

 خانواده دوم زبان های برنامه نویسی، زبان های کاربردی است. این سبک برنامه نویسی برای ایجاد یک رویکرد کاربردی برای حل مسئله ایجاد شده است. این نوع رویکرد را برنامه نویسی اعلامی می نامند.

بنابراین، برنامه نویسی عملکردی چگونه کار می کند؟

فرض کنید تابعی f (x) وجود دارد که می خواهیم برای محاسبه یک تابع g (x) استفاده کنیم و سپس می خواهیم از آن برای کار با یک تابع h (x) استفاده کنیم. به جای حل همه موارد در یک توالی ، می توانیم همه آنها را در یک عملکرد واحد مانند این جمع کنیم:

h (g (f (x)))

این روش کارکردی را آسان تر می کند تا از نظر ریاضی استدلال کند. به همین دلیل است که قرار است برنامه های کاربردی رویکرد مطمئن تری برای ایجاد قرارداد هوشمند باشد. این امر همچنین به ساده تر شدن تأیید رسمی کمک می کند که تقریباً به این معنی است که اثبات ریاضی کار و عملکرد آن آسان تر است. این ویژگی کاردانو را "کد اطمینان بالا" می دهد.

بیایید یک نمونه از این واقعیت را مثال بزنیم و ببینیم چرا در برخی شرایط ممکن است بسیار حیاتی و حتی نجات دهنده زندگی شود.

فرض کنید، ما در حال برنامه نویسی هستیم که ترافیک هوا را کنترل می کند.

همانطور که می توانید تصور کنید ، کدگذاری چنین سیستمی به دقت و دقت بالایی نیاز دارد. ما نمی توانیم کورکورانه چیزی را رمزگذاری کنیم و وقتی زندگی مردم در معرض خطر است بهترین ها را امیدوار کنیم. در شرایطی از این دست، ما به کدی احتیاج داریم که بتوان ثابت کرد در درجه بالایی از اطمینان ریاضی کار می کند.

دقیقاً به همین دلیل است که رویکرد عملکردی بسیار مطلوب است.

و این دقیقاً همان چیزی است که کاردانو از Haskell برای کدگذاری اکوسیستم و Plutus برای قراردادهای هوشمند خود استفاده می کند. Haskell و Plutus هر دو زبانهای کاربردی هستند.

جدول زیر رویکرد Imperative را با رویکرد عملکردی مقایسه می کند.

 

بنابراین، بیایید مزایای رویکرد عملکردی را بررسی کنیم:

به ایجاد کد اطمینان بالا کمک می کند زیرا اثبات نحوه رفتار کد آسان تر است.

خوانایی و قابلیت نگهداری را افزایش می دهد زیرا هر عملکرد برای انجام یک کار خاص طراحی شده است. توابع نیز مستقل از دولت هستند.

شکستن کد آسانتر است و اجرای هرگونه تغییر در کد ساده تر است. این امر توسعه تکراری را آسان تر می کند.

عملکردهای فردی را می توان به راحتی جدا کرد که آزمایش و اشکال زدایی آنها را آسان تر می کند.

 با این حال، مانند همه موارد، این روش نیز یک نکته منفی دارد این نیز جدید است.

معنای آن این است که یافتن توسعه دهنده Haskell دشوارتر از یافتن برنامه نویس C ++ و Java است و باید در موقعیت های واقعی زندگی به طور گسترده آزمایش شود.

کاردانو ICO

Cardano ICO تقریبا 62 میلیون دلار درآمد کسب کرد.

رمز Cardano’s به نام Ada Lovelace ، Ada Lovelace ، ریاضی دان قرن نوزدهم شناخته شده است که به عنوان اولین برنامه نویس رایانه و دختر لرد بایرون شاعر شناخته می شود.

اولین انتشار عمده کاردانو، با نام بایرون، در تاریخ 29 سپتامبر 2017 به طور مستقیم آغاز به کار کرد که با راه اندازی شبکه اصلی کاردانو روبرو شد.

هزینه های کاردانو

هزینه های انتقال ADA متفاوت است با معادله زیر تعیین می شود:

هزینه انتقال = اندازه a + b *.

جایی که:

a = یک ثابت که در حال حاضر برابر با 0.155381 ADA است

b = ثابت دیگری که در حال حاضر برابر با 0.000043946 ADA / بایت است

 = اندازه معامله (در بایت 0.

 در واقع این بدان معناست که حداقل معامله ای که پرداخت خواهید کرد 0.155381 ADA است و برای هر بایت افزایش اندازه معامله شما 0.000043946 ADA افزایش می یابد.

در هر دوره، هزینه های معامله در یک مجموعه جمع می شود و به رهبران شکاف مناسب تعلق می گیرد.

نقشه راه کاردانو

طبق نقشه راه ، کاردانو در 5 مرحله آزاد می شود:

بایرون: کاربران را قادر به تجارت و انتقال آدا می کند. شبکه اصلی کاردانو نیز راه اندازی شد.

شلی: اطمینان حاصل می کند که فناوری برای تبدیل شدن آن به یک سیستم کاملاً غیرمتمرکز و خودمختار در دسترس است

گوگوئن: ادغام قراردادهای هوشمند را مشاهده خواهد کرد.

باشو: در اطراف بهبود عملکرد قرار دارد.

ولتر: IOHK سیستم خزانه داری و حاکمیت را اضافه خواهد کرد.

 کاردانو: نتیجه گیری

کاردانو نه تنها بر اساس فلسفه محکم و استوار، بلکه بر پایه علم هاردکور نیز بنا شده است. این به خودی خود اختلاف قابل توجهی با رقبا دارد. بعلاوه، این واقعیت که شخصی مانند چارلز هوسکینسون پیشرو است، فقط اعتبار بیشتری می بخشد. باید منتظر بمانیم و ببینیم تا سال 2019 آیا آنها واقعاً می توانند همه وعده های بلند خود را تحقق بخشند.

تکنیکال

تاریخچه قیمت

اخبار





















مای چنجرز
کانال مای چنجرز در آپارات صفحه فیسبوک مای چنجرز صفحه اینستاگرام مایچنجرز صفحه اینکداین مایچنجرز کانال تلگرام مای چنجرز صفحه توئیتر مای چنجرز کانال مایچنجرز در یوتیوب

وبلاگ تماس با ما درباره ما حریم خصوصی سئوالات متداول

© تمامی حقوق مادی و معنوی برای مای‌چنجرز محفوظ است